تبليغاتX
عطش ِ سرد
ads
وقتی زاویه نگاه انسان به زندگی به دلیل رسیدن به یک موضوع تغییر میکنه،مثل این هست که دوباره متولد شده.
بین قانون های دنیا بدیهیات زیادی وجود داره که هنوز واقعآ به درک حقیقی اونها نرسیدیم؛در حالی که لمس حقیقت بدیهیات میتونه دنیای انسان رو دگرگون کنه.
رازها همیشه در سادگی ظاهر پنهان هستن.
 

شخصیت هر فرد برای شکل گیری به یک"اصل" تکیه داره؛اصلی که تنها دلیل پذیرش وتوجیه ارکان دنیاست...اصلی که باید مطلق باشه. و بزرگترین آگاهی برای هر کس فهمیدن اصلی ست که هویتش بر اساس اون شکل گرفته.
و دقیقآ منشا درد های درونی انسان از نوع تکیه گاه شخصیتیش شکل میگیره.اغلب شخصیت های ما بر پایه ی اصل هایی شکل گرفته که با گذر زمان تغییر میکنن و این نوسان باعث آزار شدن ماست.
با این وجود هر رکنی که در زندگی به عنوان تکیه گاه انتخاب بشه،شکننده ست؛حتی اگر ایمان به خدا باشه.چون برای رسیدن به ایمان واقعی هم باید اجازه ی تردید داشت.
تنها چیزی که میشه با اطمینان بهش تکیه کرد نفس "وجود" داشتن هست؛وجودی که منحصر به فرد توست وتنها رکن غیر قابل انکار عالمه.والبته فهم واقعی وجود انقدر ارزش رو در انسان القاء میکنه که برای بیشتر از این دنیا هم کافی باشه.

 


نوشته شده توسط محمد در دوشنبه پنجم تیر 1385

لينك مطلب

درباره ی وبلاگ


هر برگ از نوشته هایم،قطعه ای ساکن شده از روح من است.قطعه ای که پل می زند از احساس من تا روح تو...تو که می خوانیش زنده ام،این بار دور از تنی که حصار من است؛و حس میکنم، رسیدن به وحدتی را که مطلوب جان است.یعنی حضور ساده ی عشق را...نفس بی آرایه ی عشق!
پیوندهای روزانه
آرشیو موضوعی
جستجو

نویسندگان
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati